تبلیغات
دلنوشته های دلشكسته - عاشق واقعی
چهارشنبه 1391/05/18

عاشق واقعی

   نوشته شده توسط: عشق علیه السلام    

  تو دنیایئ که همه دم از عشق و عاشقئ میزنن!

عشق پاک و واقعی رو توچهره یه جوون نوزده.بیست ساله فلج مادر زاد دیدم که حتی نمیتونست راه بره ولی به خاطر عشقی که به اون یگانه ستاره سپهر دلبری و سروری داشت!

ده تا پله رو هر شب زودتر از همه با دستاش و به زور و زحمت، بدون کمک هیچ کسی طی میکرد تا اولین کسی باشه که به احترام اربابش و عشقش تو مجلس عزاش بشینه.

عشقو تو رفتار کسی دیدم که بااینکه قدرت بلند شدن وایستادن روی پاهاشو نداشت ولی بازم با زحمت، زمانی که همه به احترام ارباب و سرورشون ایستاده بر سر و سینه میزدند او هم ادب میکرد و با حد کمال احترام به عشقش رو زانوش می ایستاد و با دستایی که به خاطر معلولیتش حتی کامل باز نمیشد مثل مادر جوان مرده بر سر و صورت و سینه اش میزد.

وقتی اسم عشقشو نوای خوننده شیون میزد انگار میخواست قلبش از جا در بیاد.

وقتی دم از نامش میومد دستای معلولشو رو سرش میگرفت و از ته دل فریاد بر غربت و تنهاییه عشقش میکشید که ای خدا چرا اربابمو تنها گذاشتن؟

همش فکر میکردم واقعا شاید کسی از خانوادشو از دست داده، اما وقتی دیدم خوننده داره دم از نعره حیدری میزنه یه نوایی از ته دلش بهم گفت:

سوز صداش نه از غمه بلکه از صفای دلشه.

وقتی تازه به نفس نفس زدن افتاد، یاد شعر اون شاعر افتادم که میگفت:

 

نفس نفس زدن من فقط برائ حسینه                تمام آبروئ من فقط دعائ حسینه

 

و از نشست سوز صفای دلش فقط و فقط یه چیزو میشد فهمید، اونم اینه که:

الفبائ جنون

ح . س . ی . ن

Q


ali
چهارشنبه 1391/05/18 02:32
با سلام خدمت شما دوست عزیز طاعات و عباداتتان مقبول درگاه حق لطفا از سایت ما هم دیدن فرمایید.
Kouhyar
چهارشنبه 1391/05/18 02:27
دمت گرم باحال بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.