تبلیغات
دلنوشته های دلشكسته - ایام یتیمی
چهارشنبه 1391/05/18

ایام یتیمی

   نوشته شده توسط: عشق علیه السلام    


احساس سبک بالی دارم

Text Box: gاحساس میکنم مثل یک پَر  جدا شده از لباس یک کبوتر یا پرنده سبک شدم و یا نه مثل یک پرَ  کاه  ،  شایدم سبک تر  ولی هنوز هم توی دلم یه غربت و غصه خاصی دارم ، احساس میکنم یه چیزی توی قلبم سنگینی میکنه .

تمام وجود مو  تحیُّر گرفته!

یه جورایی دچا ر پارادُکس شدم.

از یه طرف سبکبالانه میخوام پرواز کنم و از طرفی قلبم سنگینئ می کنه!

یه جورایی مثل حباب شدم اگر چه وزنی ندارم ولی بازم دلم پُر هِ!

خدایا همش دلم میخواد یکی فوتم کنه تا اوج بگیرم.

ولی هرکی که طرفم میا د فقط به قصد ترکوندن حباب دلمه !

نمیدونم ! شاید قبلاً هیزم فروش بودم وهیزم تَر فروختم که همه دنبال منن!

ولی وقتئ بیشتر فکر میکنم می بینم سبک بالیم به خاطر شب قدره و غم و غصه توی دلم واسه ایام یتیمی عالمه......

الذی فزت و رب الکعبه....

?

ما  را  به محبت علئ بخشیدند.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.